تبليغاتX
KING ALI King Ali

در کشور ما وضع چنين است...انکس که بداند وبداند که بداند ...بايد برود غاز بکنجي بچراند....انکس که بداند و نداند که بداند....بهتر برود خويش به گوري بتپاند....انکس که نداند و بداند که نداند...با پارتي و با پول خر خويش براند..... انکس که نداند و نداند که نداند ...بر پست رياست ابدالدهر بماند

+   | 

یه کم فحش بده ، بهم توهین کن، پشت سرم حرف بزن یه وقت تحت تاثیر قرار نگیری همین جور فحش بده. راجبم بد بگو تا آروم شی، کنتر که نمی ندازه هرچی دوست داری بگو ، هم شهریم هستی، دوستمی ، هم تیمیم هستی بهم فحش بده زیر آبمو بزن کی از تو  بهتر وجدانو بزار کنار راحت باش بگو من نامردم بگو من ک... .من که به اندازه کافی توی این دنیا تحقیر شدم تو هم منو بی نصیب نذار پشتم بد بگو خودتو نشون بده توی دستای من که مثل بقیه تیزی نیست، اهل شاخو شونه کشیدن هم نیستم فحش دادن واسه تو و امسال تو دادنیه واسه منه بیچاره خوردنیه،به سنو سالمم  کاری نداشته باش میگن زمونه عوض شده به هیکلمونم نگاه نکن پیش شما خاکیمو  مردنیو ضعیف . تا می تونی بهم فحش بده دارم یه کم معروف میشم نزار اینجوری بشه راجبم بد بگو زیرابمو بزن معروفیت برام ظرر داره، هرچی دوست داری بگو من الان 3-4 ساله قید خودمو زدمو از این دنیای کثیف هم بیزارم البته حق داری دلت پره حسودیت میشه داری میترکی چشم نداری کسی پیشرفت کنه می خوای یقه یه نفرو بگیری بیا عزیزم کی بهتر از من هیچ دیواری کوتاه تر از من پیدا نمیشه چون درکت میکنم توی خفقانی منم کشیدم بهم فحش بده خیلی سخته ولی من هیچ وقت با کسی شکر آبمو پنهون نکردم راجبه هرچی فکر کردم  توی این وبلاگ نوشتمو داد زدم توی این 3 سال هم  اندازه 30 سال توهین شنیدم همه هم برام آیه یاُس خوندنو دنبال این بودن که سرمو بکنن زیر آب ولی من زیر پای هیچکسو خالی نکردم هیچ وقتم نخواستم کسی رو خورد کنم اگر به اینجا رسیدم زحمت کشیدم توی زندگیمم تا حالا واسه پیشرفت خ... مالی کسیو نکردم. بخوام راجب  خودم حرف بزنمو از خودم تعریف کنم عقده ای هستم ولی بازم میگم کسایی مثل من فحش دادن دارن خودتو خالی کن هرچی دوست داری پشت سرم بگو

+   | 

مردای خوشگل،دخترای خوشگل گیرشون میاد
مردای زرنگ و شوخ هم بی نصیب نیستن.
اون یه بار هم که بختش وا شد،راستش،
بهش ترحم کرد،
چون اون زشت ترین مرد شهره.

آره،با ماشین گرون قیمت تو جاده می رونه،
سیگارشو با اسکناس صد دلاری روشن میکنه
ولی هنوز که هنوزه،میدونی چیه؟
میدونی چی میگم که!

وضع اینجوریه برای
زشت ترین مرد شهر.

یه یادداشت پیدا کرده روی پلهء خونشون.
توش نوشته بود:این بچهء شیرین یازده پوند وزنشه،
ورش دار،ولی صورتشو بگیر اونور،
نذار چشمش به صورتت بیفته.

آره ،شما زنها گوش کنین،
شما قلب ندارین،مثل یخین،
طلا و نقره،تنهاچیزائیه که ازش میخواین.
بگین ببینم،مگه نمیدونین اون یه روح زیبا هم داره،
گرچه زشت ترین مرد شهره!

آره ،اون خیلی زشته،صورتشو تو تاریکی اصلاح میکنه.
بچه ها میزنن زیر گریه،تا چشمشون به اون میفته،
ساعت از کار میفته ،سگها واق واق میکنن،
تا سرو کله اش پیدا میشه.

اون زشت ترین مرد شهره
آره.،زشت ترین مرد شهر!

شل سیلورستاین.
+   | 

نمی خواهم کار به جایی برسد که خودم را سانسور کنم و یا دوباره اسباب کشی کنم و بروم جای دیگری!اینجا فقط زاده ی تخیلات ذهنی یک روان پریش است و نه هیچ چیز دیگری!

لابلای این واژه های سنگی و منجمد مرا پیدا که نمی کنید هیچ!گم هم خواهید کرد!

اینجا فقط تصویر اوهامات ذهنی من است!پس اینقدر همش نزنید که هیچ نمی یابید.

+   | 

خودتون ببینیدو قضاوت کنید

+   | 

 

واسه تب و تیر و تن و تبر ،حس تو        سرم میره ،بره واسه تو و مثه تو

واسه زن و قیصر و غیرت و فیلم فارسی‌، سن و صحنه سکسی و حسه رودربایستی

خوشگلای سینما و سوسولای خوردنی       جایزه ی خوک طلایی! تخمه میشکنی؟

تلفیق موزیک و آش شعله قلم کار              تمرین دموکراسی با امت دیندار

سهم بمب و تومبون بی‌ کش ملت              فلاکت و فقر و فشار و شعار عزت

جوخه‌های سرپایی و قبرای بی‌ نشون        طرح گفتگوی تمدن‌ها توی آمازون!

شب شعر فقط واسه تو،شعر ماری کوری   بنگاه ملکی‌ ترانه و شعر دوزاری

شمسی‌ فاطی کانادایی خواهر‌ای دوقولو   دبی و شیخ و عشق وطن ،مردم هالو!

رژه شیش و هشت میدون آزادی تهران      کنسرت مشترک بلک کتس- آهنگران

رپ اپورتونیستی و نوحه خون موج سوار    مرثیه لوس آنجلسی با سلوی گیتار

آره این منم این من یه دلقک غمگین           نپرس اسم و رسم و ببین این هاله ی ننگین

آره من خرم نمیفهمم هیچی‌ رو                 تو دست و بچرخون ادامه بده این بازی رو

وسط این دیسکو، بزن بالا مست کن خانوما عقب جلو! با توم هی هی تو!

معتقد مستش،بلوف راه دستش، همه جورش هستش

سینه‌های چاکدار،لباسای مارک دار،خانومای شب کار

صورتای رنگی‌ ،آقایون بنگی

واسه زن مانتو کوتاه ،حجاب و آزادی         ناموس و فانوس و قمه مردای آبادی

روسری،توسری،سیلی‌ ،زخم تن ودشنه  تن سفید ،چش  سیاه و هیزای تشنه

طلاق و اتفاق و باغ خون و خیانت             پرده و درد  و مرد  و دختر، اصل و اصالت

شب بی‌ شام دختر خام و مرد هرزه         تن و تگرگ و مرگ و توی کوچه‌ها پرسه

غم و غصه و غربت و غرقه تو تنهایی      همه یه دردی دارن فک نکن تو تنهایی

تو فقط بگو ،نخواه ،نگو قضاوت کنن       تو نمیخواهی آدما به دردشون عادت کنن

آره این تویی، این تو آواره ی غمگین       نمیپرسیم اسمتو کافیه برامون همین

آره این منم این من یه دلقک غمگین            نپرس اسم و رسم و ببین این هاله ی ننگین

آره من خرم نمیفهمم هیچی‌ رو                 تو دست و بچرخون ادامه بده این بازی رو

آره

من خرم نمی فهمم هیچی رو

 

+   | 

این چیزی که من میخوام بگم یه چیز دیگس                                                                      

 چیز داره توش ولی‌ قاطی با چیزای دیگس

فرق من و تو اینه،تو چیز نداری و من

اسم تو رو از لیست چیز دارا خط زدم

تو که مدرک دکتراتم چیزیه

اگه تو اینجور چیزی پس دیگه چیز چیه؟

گیرم بین ما حالا یکی‌ هم چیز خرده

چیز میماله و بیاد شایدم چیز بده

هر کی‌ واسه خودش چیز داره چیزه باد و خوب

بیخ ریش صاحابش باشه اگه چیزی بود

چیز نکن بزا منم پس چیزمو رو کنم

اگه تو یه چیزی میگی‌ پس منم چیز کنم

ببین تو یه جورایی ما رو چیز فرض کردی

یه چیزایی‌ بگم بهت واسه سرگرمی

عمو اگه چیز بد ،چیز ،چیز بد؟!

یه کم از اون چیز بد بده به ما یه ذره

تو از چیز خودتم, عمو وحشت داری

از چیزه مردم بالا میری و چیز میزنی

چه چیزی بین ما و تو یکی‌ شبیه همه

دنیا که ما رو به چیزه خودش نمیگیره کمه؟

تو که چیزی نمیدونی از چیزه اقتصاد

یه چیز مونده فقط ،میخواهی اونم بده بر بد

یه جور حرف میزانی‌ که فک کنم دکتری

آخه چیزو چه به این حرفا و چیزخوری

اگه چیزی اون بالاس ،تو بهش معتقدی-

چیزی اگه به این چیز‌شعرام گوش ندی

منو تو یه جور همکاریم ،از چه جهت؟

هر دو تامون چیزایی‌ میگیم که چیزا گوش کنن

فقط فرقش اینه که چیزایه من تیزن

گلاب به روت ،چیزای تو از چیز لبریزن

راستی‌ یه چیز دیگه بگم تا یادم نرفت

تو این سه سال سر سفره ما جا نفت ،چیز رفت!

چیزی نیس ،قاطی چیزه ما ناخالصی مد شده

اینجا میگن زنده ای، یه چیز واسه خنده!

پاکم ،خالص هر چی‌ باشه

فرقی‌ دیگه نمیکنه بزن خشکو تر بره

یه چیز بگم خواهر‌ای مجلس منو ببخشن

طوری بگم خفن بشیننو تو فکر برن

بگم خواهر شما چیزتون ارزش داره

چیز بمبه ،میترکه و ترکش داره

کی‌ به شما میگه چیزتو نگیری و نخوای

چیزم، اگه رو زمین بود چیز میخواست

ما‌ام پایتیم،چیزتو بچسب ول نکن

حق زنو دارم میگم پسر فکر بد  نکن

این حق هر بنی بشره چیز بخواهد

یه جور چیز چیز میکنی‌ که چیزم میاد

چیه مگه چیز ترس داره،نکنه شما-

چیزتون توفیر داره با چیزه ما؟

چرا یکی‌ چوبه دو سر چیز بشه این وسط؟

چرا چون چیز نمیدم به چیزه بدم؟!

تو که چیزی واسه چیزه ما نذاشتی که عمو

برو ،برو همون چیزتو بکش چیز نگو

+   | 

سلام خواهر!
حالت چطور است؟
من زیاد خوب نیستم
خیلی غصه دارم
آن موقع که شما در میدان ونک مرا صدا کردید و گفتید”سلام”
فکر نمی کردم بدون خدا حافظی بروید
من تا آنروز به شما و خواهر های دیگر بر نخورده بودم
شنیده بودم ولی ندیده بودم…..
حالا تقریبا” مریض شده ام
بعد از دیدن شما هر شب کابوس می بینم
شما چطور؟
شما حتما” زیاد به امثال من برخورده اید!
هر شب کابوس نمی بینید؟
من هر شب می بینم که می دوم
می دوم و فرار می کنم
و کسی از پشت روسری و موهای مرا می گیرد
مرا از پشت می کشد
و به زمین می زند
من صورتش را نمی بینم ؛ولی زورش زنانه نیست
مرا می کشد
روی زمین
روی آسفالت
و لبه جوب!
جوب چیز خوبی نیست
بد دردی دارد
و هر چیزی را که در آن بیفتد با خودش می برد!
آن روز حلقه من در جوب آب افتاد
میدانی ؟ من تازه نامزد کرده ام
البته شما که نمی دانی؛ وگرنه آن حرفهای زشت را به من نمی زدی!
من آرایش کرده بودم و به دیدن نامزدم می رفتم
همانجا در کافی شاپ
منظور بدی نداشتیم
هیچ کس در کافی شاپ منظور بدی ندارد
منظور های بد در خانه هاست
شما خانه ها را هم می گردید؟
خانه به خانه؟
اتاق به اتاق؟
پدرم دیگر نمی گذارد من در اتاقم تنها باشم
به من شک کرده!
باور نمی کند که شما فقط به خاطر چکمه آن بلا را سر من آورده باشید!
حتی باور نمی کند که شما وسط خیابان به چکمه ً پای من تیغ کشیده اید
می گوید :”باید به جای چکمه پای صاب مرده تو تیغ می کشیدند!”
می گوید :”تو حتما” یک غلطی کردی که خواستی فرار کنی وگرنه چکمه که گناه ندارد!
زن بابایم هم …..زن بدی نیست ولی می گوید:” پول چکمه ای که جر دادی از جهیزیت کم می کنم”
می دانی خواهر حتی نامزدم هم می گوید:” با کی بودی که گرفتنت؟”
نامزدم!
که من به خاطرش با هزار خواهش و تمنا؛ التماس کردم و چکمه خریدم
شما که نمی دانی ، یک بار از این چکمه ها پای دختری دید و خیلی به پاهای آن دختر نگاه کرد
خواهر شما نامزد نداری؟
نمی خواهی به نظرش خوش تیپ ترین دختر دنیا باشی؟
وای حالم خیلی بد است
دیدم دوستی برای برادری نامه نوشته بود گفتم من هم چند خطی برای شما بنویسم شاید سبک شوم
لا اقل شما باور می کنید
باور می کنید؟
+   | 

توی جامعه من نگاه مردم به هم طلب کارانست همه مردم به فکر خودشون هستن و یه جورایی مثل علف هرز می مونن، تا  سیر میشن میگن گور بابا گشنه ها به ما که خوش می گذره ، توی این جامعه همه ریا کار هستن ماه محرم لباس سیاه می پوشن میرن مسجد ولی نه برای عزاداری کسی که دلش واسه حسین (ع) نسوخته هر کس دنبال چشم چرونیه خودشه ، خیلی از دوستای من برای پیدا کردن شغل یا اینکه یه جورایی، چند ماهی از سربازیشون کمشه میرن توی بسیج اسم نویسی میکنن درحالی که اصلا مفهوم بسیجی رو نمیدونن فقط دیدن بسیجیها ریش میزارن شلوار پارچه ایی می پوشن پیرهنشون رو میندازن روی شلوار ، موهاشون رو شونه نمیکنن  هفته ایی 1 بار میرن حمام(اونم اگه برن)، همیشه بوی عرق میدن ، زیرابه همدیگرو میزنن و ... وقتی خودشون رو تغییر دادن و اصطلاحا" بسیجی شدن میرن توی پایگاه ها و از اعضای فعال بسیج میشن زیارت عاشورا ، دعای کمیل ، دعای توصل و دعاهای  دیگه ایی که بلد نیستم برگزار میکن ، ماه محرما میرن ردیف اول می ایستن سینه میزنن و خودشون رو از فداییان اسلام تلقی میکنن برای رسیدن به اهدافشون . با سهمیه بسیجی میرن دانشگاه رشته الاهیات  و... میخونن ولی کسی که بسیجی نیست باید پشت کنکور بمونه و با مدرک دیپلم از درسو کلاس خداحافظی کنه  این زمونه هم که دیگه کسی به دیپلم کار نمیده اگر بابات پولدار باشه و زرنگ باشی شاید بتونی شغل آزاد واسه خودت راه بندازی اگر هم این طور نبود باید بری بمیری. راستشو بخواید از این ریا بازیها متنفرم از این بسیجی نماها متنفرم از اون حاجی بازاریی که با دادن پول نزول خودشو کشیده بالا ولی پشت شیشه مغازش می نویسه هنگام اذان به مدت 20 دقیقه مغازه تعطیل میباشد متنفرم از اون کلاهبرداری که برای ظاهرسازی توی خونش سفره علی اصغر پهن میکنه متنفرم  حتی از خودمم متنفرم

اصلا بیخیال فکر ما با هم نمیخونه چشم من فقط مشکلاتو میبینه  جوونای بیکاری که پشت تست کنکور هستن، شرمندگی پدری که پول فرستادن بچه هاش به مدرسه رو نداره، اون تحصیل کرده ایی که شده راننده آژانس، اون کلیپی که دختر ایرانی مورد تجاوز افغانی ها قرار میگیره، دزدیه کارت سوخت توی پمپ بنزین ، گرفتن جوونای پر انرژی به جرم بد لباس بودن، فرار کردن دختر پسرامون از دین و ... چشم من اینارو میبینه ولی تو چی ؟ چشم تو کجاهارو میبینه شاید چشم تو نه منظورم گوشاته شاید گوشات توکل کردن به خدارو شنیده باشه و چشمات شمردن دونه های تسبیح رو دیده باشه پس بزار ما با مشکلات خودمون باشیم تو هم همون دونه های تسبیحتو بشمار اینجوری خیلی بهتره

+   | 

يه سه چهار روزی به خاطر کار شخصی که با عوامل بيمارستان داشتم در بيمارستان بودم .

توی اين چند روز به تجربه های شيرين !!!!! نه ، تجربه های تلخی دست پيدا کردم .

تا حالا فکر می کردم دردناک ترين درد، درد دندون ، درد کليه ، درد قلب يا درد زايمانه !!! (اينو ديگه از کجا فهميدم من ؟ )

رفقا ، ولی اين سه چهار روز فهميدم بدترين درد ، درد بی پوليه .

بدترين درد ، درديه که به خاطر اينکه پول نداری بايد عزيزترين کست جلوی چشمات پر پر بشه و کسی نگاش نکنه .

بدترين درد ، درديه که نصفه شب از شدت بيماری حالت به هم بخوره و اورژانس بعد دو ساعت بياد بالای سرت ولی به خاطر اينکه پول نداری ...

بدترين درد ، درديه که تو داری از درد وسط خيابون به خودت می پيچی ولی کسی به خاطر سر و وضعی که داری حاضر نيست بهت کمک کنه . يه دوچرخه هم واست نگه نميداره چه برسه به اينکه دربستی بخوای سوار شی . اونم بدون پول

حالا می فهمم چرا بعضی دکترا مريضا رو تو بيمارستان اصلا تحويل نمی گيرن و يه جورايی فقط می خوان از شرشون خلاص بشن ولی تو مطب تا کمر واسه مريض خم و راست می شن .

يه زمانی فکر می کردم بدترين درد ، درد قلبه . يعنی هر کی قلبش درد بگيره آخرش بايد بميره . اشتباه می کردم . الان اگه پول داشته باشی درد قلب که سهله ، سرطان هم داشته باشی می فرستنت خارج و خوب می شی . ولی اگه پول نداشته باشی با يه سرما خوردگی تلف می شی . غلط کردی که تلف نمی شی . تو پول نداری به خاطر همين بايد بميری .فکر کرده دست خودشه .

تو پول نداری پس باید از همه امکانات محروم باشی. تحصیل،ورزش،مسافرت و ... واسه بچه مایه داراست نه تو  ، یادمه بچه بودم موضوع انشا بهمون میدادن علم بهتر است یا ثروت خوب معلم احمق اگه ثروت داشته باشی به علم هم میرسی ولی اون بی پولی که دبیرستانشو با معدل خوب تموم کرده نمیتونه بره دانشگاه آزاد رشته مهندسی یا پزشکی بخونه مجبوره بره دانشگاه ملی دبیری بخونه بعدشم یکی مثل تو بشه از صبح تا شب جون بگنه برای ماهی ... پول. همه به اون پولداری که هنوز بلد نیست با کنترل تلوزیون کار کنه احترام میزارن ولی اون بی پول تحصیل کرده چی، تو سر سگ بزنی مهندس و کارشناس ارشد پیدا میکنی ، خودمو بگم دو روز دیگه مهندس کامپیوتر میشم ولی چی دارم ، جایگاهم توی این جامعه چیه ؟ باز بگید درس خوندن بهتره

آخه چی بگم به تو که تا یک ظهر می خوابی و واسه مامان بابات جیره خواری، ولی من موندمو این زندگیو دو تا جیب خالی . همون بهتر که چیزی هم نگم ولی  درد بی پولی رو با چشمان خودم برای خيلی از مريضا ديدم . مريضی که به خاطر اينکه پونصد تومن نداشت سرم بهش وصل نکردن. واسه بچه ایی دیدم که پول خریدن کتاب درسش رو نداشت به باباش میگفت بابا از اون دفترهای فانتزی برام بخر ولی چون گرون بود باباش دفتر توزیع بازرگانی(دولتی) براش خریدو بچه با حسرت به دفترهای فانتزی نگاه میکرد

 

+   | 

دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته‌ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم

دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است

دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نام‌هایشان
جلد کهنه‌ی شناسنامه‌هایشان
درد می‌کند

من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه‌های ساده‌ی سرودنم
درد می‌کند

انحنای روح من
شانه‌های خسته‌ی غرور من
تکیه‌گاه بی‌پناهی دلم شکسته است
کتف گریه‌های بی‌بهانه‌ام
بازوان حس شاعرانه‌ام
زخم خورده است

دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟

این سماجت عجیب
پافشاری شگفت دردهاست
دردهای آشنا
دردهای بومی غریب
دردهای خانگی
دردهای کهنه‌ی لجوج

اولین قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟

درد
رنگ و بوی غنچه‌ی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگ‌های تو به توی آن جدا کنم؟

دفتر مرا
دست درد می‌زند ورق
شعر تازه‌ی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می‌زنم؟

درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟

                                              ( قیصر امین پور )

+   | 

توی دلمه هدفت

                        بزار برم به طرفت

+   | 

+وقتی از Delete کردن همه فایلهای بدردنخور چرت و پرت عاجزی، باید هنگ کنی...
+ اینقدر فقط به خودت فکر نکن، نتیجه‌اش اینه که چیزی میشی که تا حالا نبودی...
+ دور و برمون هم که شده راستی راستی عین قصه سگ‌کشی...

+شده از یه سری چیزایی گلوت پر از بغض بشه و نفس کشیدنو برات سخت کنه...

+دل من سخت  میخاد از اون چیزایی حرف بزنه که حس میکنه به اونا راه نداره. عقلم که طبق معمول یارای تشریحشو نداره...
+ شده یهو پیشتون یه لیوان شیشه‌ای بگیره زمین بشکنه، دل بعضی‌ها از اونم بدتر میشکنه. چقدر بی‌رحم هستین شماها...

+   | 

-سلام.. سلام عرض شد!
-بفرما!!!
-ببخشید واسه ی این آگهیتون مزاحم شده بودم خواستم اگر بشه اینجا استخدام بشم
-مدارکتون را اوردید؟
-بله بفرمایید
-کاملند؟
-کامله.. مدارک همش کامله
-سابقه کار؟
-والا سابقه کار که سابقه کاری ندارم من
-نمیشه که آقا جون سابقه کار باید داشته باشی
-خب آخه چیکار بکنم من،من الان هر جایی که رفتم به من می گن باید سابقه کار داشته باشی من نمی دونم از یک جایی باید شروع کرد بالاخره
-من شرمندم سابقه کار باید داشته باشی
-خب آخه بالاخره شما هم ببین من الان ، الان بیکارم، دارم هر، یعنی نمی دونم چیکار باید بکنم
-مشکل من نیست بفرما ، سر راه وایستادی
-تو رو خدا یه توجه ای بکنید
-شرمنده لطفا حرکت کن بفرما
-باشه....

*********

آخه بابا باغت آباد منو درکم کن
نگو جلو راه وایستادی آقا حرکت کن
تو اینجا نشستی واسه این که جوابمو بدی
پایین نگاه نکن چشم پر عذابمو ببین
اگه نیازمند بودی تو هم می شدی یه کنه
ببین اسم بدشانس روی پیشونی منه
عصبانیم یه زلزله 10 ریشتره توم
چرا اون با یقه بسته ته ریش بره تو؟
همین ها می تونه جوون های ما رو پیر کنه
حدس زدی یه روزی پیشش کارت گیر کنه
تا که میرسه به منه بدبخت آواره
میگه الان نه باشه بعد وقت ناهاره
بیا یه کار خیری بکن توی روزت
امضاتو نمی خوام بذارم توی موزه
نگو مدارکت ناقصه تو فردا بیا
همه چیزو کامل کنو بعد وردار بیار
واسه استخدام دقت کن به
ضابطه ها
باید داشته باشی 5 سال سابقه کار
نمی خوام داد بزنم الکی شلوغ بکنم
بگو 5 سالو من از کجا شروع بکنم


منو داری میبینی که از این زمونه سیرم
/ از همه جا بریدم یه جوون پیرم / کوله بارم رو میبندم شبونه میرم / به خاطر تو

دیگه کارم تمومه پیرم


بیدار شدی می خوره به سرت هوای صبح
توی روزنامه بخون صفحه ی حوادثو
ببین مادری که دخترش رو کشته بود
بعد خودشو پرت کرد از پشتبوم
میگی چه مادر بیرحمی چه روزگاری
چیه خراب شد اول روز کاری
اگر دقت کنی با کمی ریشه یابی
می فهمی که حتی یک مادر هم میشه یاغی
اون مادر ای کاش باز زنده می شد
واست تعریف میکرد داستان زندگیشو
روزی که خداوند دخترش رو هدیه می کرد
مادر داشت از خوشحالی گریه می کرد
با وجود پدری که هنوز بیکار بود
دمه بیمارستان نشسته و سیگار دود
می کنه و بدهیه ها هر روز قد میکشه
مرد دور آگهی ها همش خط میکشه
بند امیدش به آینده ها پاره شد با
خت
آخر سر هم خیابون ها کارشو ساخت
قاتل تویی خدا ببخشه گناهاتو
حالا بخون مجله گل آقاتو


منو داری میبینی که از این زمونه سیرم
/ از همه جا بریدم یه جوون پیرم /  کوله بارم رو میبندم شبونه میرم / به خاطر تو دیگه کارم تمومه پیرم


چیه فکر می کنی حالا که تو پشت میزی
از ما بالاتری یعنی تو گشنه نیستی؟
طوری صحبت می کنی انگار که داری ،
الان تراولاتو می کنی پشت نویسی
خیلی شده یه جوون جلوی تو ظاهر بشه
یه جوون تحصیل کرده که مسافر کشه
این همه سال زحمت کشیده واسه کاری
که فردا با روی سفید بره خاستگاری
دیگه خودتم می دونی اینه گفته ی عقل
باید با پول بشینی سر سفره عقد
و توی پول چیزی به اسمه وفا گُمه
گذشت وقتی که می گفتند مهم تفاهمه
فقر از در بیاد تو همه چیزو خراب میکنه
بعدش از پنجره فرار میکنه
باغت آباد منو درکم کن
نگو جلو راه وایسادی آقا حرکت کن

                                                      (یاس)

 

+   | 

پیک   یک           نوش

 

پیک    دو           نوش

 

پیک  سه           نوش

 

پیک چهار           نوش

 

بده گوش، گوشواره به گوش

 

میخوریم سلامتی کسی که پولی نداره و نمیکنه کار کثیف

 

ساقی امشب بیخیال حواصو هوش ، پیکارو پر من سلامتی خودت نوش

 

با شراب ناب نوشتن رو در میکده ما سخت نگیرو خودتو بزن به خواب

 

 اما پسر منو خودکار آبیم، نباید بخوابیم، تا وقتی مونده سختی

 

پس پرش کن واسه هرکی بیداره، که بی شرفه اگه نشه یه فوق ستاره

 

سلامتی تک تک کسایی که اگه نبودن رگ ( خیلی چیزا ) خوشکیده بود

 

پس میخوریم واسه سپاس از کاراتون ، از باتوم خوردنا و حرف شنیدناتون

 

بزار مسخره کنن براز بهمون بخندن ، خیلی زود خودشون میفهمن چه کردن

 

پس پیکا بالا سلامتی ما ، که میکنیم پادشاهیو حتی نیستیم گدا

 

به سلامتی گیلاس که داره هسته و کسی نمیگه انرژیش حق مسلم ماست

 

بریز باز سلامتی هرمز، که ادای تنگا رو در میاره و باعث میشه پز، بدی به قدرت نظامی امت اسلامی، و راه بری با باکای بنزین خالی

 

بخورید تا جنبه دارید همه، ولی رو به قبله چون اینجا مسجده منه

 

سلامتی، قافیه، که مرامش نمیزاره، کارتو لنگ بزاره

 

سلامتی هرکی که اضافیه ، جایی واسه خوابیدن نداره اما کافیه ، بندازی جلوش یه خودکار لعنتی آبی تا باهاش کاری کنه که نتونی بخوابی

 

خیلی وقته همه خوابیدن ، من اما خودم، داره صبح میشه بهتره بخوابی تو هم

 

 

+   | 

سلام.این روزا فقط به 2 چیز فکر میکنم یکی حال مامانمه یکی دیگه هم انتخابی تیم ملی سال بعد . امسال با اینکه خیلی هم تمرین کرده بودم نتونسم برم تیم ملی بهم گفتن خوش اومدی تستامو هم تقریبا خوب دادم ولی نشد . نمیدونم چه جوری انتخاب کردن فقط بهم گفتن خط خوردی. شاید ضعیف بودم شایدم ... مهم نیست من همین فرض رو ملکه ذهنم میکنم چون ضعیف بودم خط خوردم. می خوام دوباره تمرین کنم و خودمو قوی کنم برای سال بعد با اینکه امسالم ضعیف نبودم .

توی خونه همه بهم میگن برو بچسب به زندگیت  کسی از ورزش نون شب نمیخوره ولی نمیدونن این کار از نون شب برام مهم تره. میخوام پس بگیرم. بازیرو بکنم عوض، همه فرض هارو بر عکس کنمو بشکنم تا آیندم کابوس نباشه برای خانوادم. یه حسی بهم میگه علی دست بکار شو نزار کسی خارت کنه همون  حسه میگه بی شرفی اگه نری بالا خودمم به این نتیجه رسیدم که باید رفت جلو میتونم بهش برسم ،من  باید بهش برسمو برم بالا چون یه مرد هیچ وقت زمین نمیخوره. برای سال بعد خیلی برنامه دارم یه دکتر تغذیه پیدا کردم کارش بیسته به نظر من هرکی میخواد پیشرفت کنه باید یه دکتر تغذیه خیلی خوب داشته باشه مربی بدنسازیم رو هم تا یه چند وقت دیگه ردیف میکنم ولی احتمال زیاد دکتر صمیمی هستش . فقط یه چیز دیگه میمونه اونم تیم تمرینیه که احتمال زیاد باید رقیب بروبکس بوشهرم ولی بازم معلوم نیست همه چیز بستگی داره به شرایط شاید رفتم تهران شایدم موندم اگه تا سال دیگه اتفاقی نیفته میرم تهران زندگی میکنم . پس تا سال دیگه باید پشت صحنه باشمو خفه بشینم .

 

راستی حال مامامنم خوب نیست واسش دعا منید خوبشه و هرچه زودتر بیارنش خونه چون دلم خیلی براش تنگ شده

+   | 

يك حادثه، يك بيماري، يك بيكاري، يك تنگدستي، يك شرمندگي، يك ...، اتفاقي ساده نيستند كه خيلي ساده از كنار آن بگذريم، هرچند كه خيلي ساده مي‌توانند دامن من، تو او يا هر كس ديگري را بگيرند.

و روزگار اين صفحه را پيش روي خانواده‌اي باز كرد:
مشكلات زندگي از سه سال پيش آغاز شد؛ بيماري قلبي، مادر را راهي بيمارستان كرد و پس‌انداز خانواده از بين رفت.
هنوز مدتي از ترخيصش از بيمارستان قلب نگذشته بود كه به دليل زمين خوردگي، دوباره راهي بيمارستان و اين بار گرفتار ديسك كمر شد و عمل جراحي پرهزينه‌اي را روي دست خانواده گذاشت.

در برو بياهاي پدر به خانه‌ و بيمارستان، تنها محل درآمدشان كه مغازه كوچك لب جاده بود، مورد دستبرد دزدان قرار گرفت و همه چيز به يغما رفت. حالا مادر از بيمارستان مرخص و او كه زماني قاليبافي چيره‌دست بود، خانه‌نشين شد.

يك سال بعد، حادثه‌اي ديگر طعم فقر را به گونه‌اي ديگر به خانواده چشاند و پسرشان در سانحه تصادفي كه در مسير دانشگاه رخ داد، آسيب ديد و راهي بيمارستان شد و باز هم هزينه درمان بود كه مثل عفريت سياه چشم از اين خانواده برنداشت.

ديگر چيزي براي فروش در خانه باقي نمانده بود؛ پدر، چاره‌اي جز استقراض از آشنايان و روي آوردن به وامهاي بانكي نداشت.
خانه هم به فروش رفت تا ديون پرداخت نشده ادا شود و دو اتاق كوچك خانه پدري سرپناه اين خانواده شد.

هر طور بود، پسر از حادثه تصادف جان سالم به در برد و او كه بايد به ياري پدر مي‌شتافت تا خانواده از مرگ حتمي و گرسنگي و فقر نجات يابد، مجبور به ترك رشته تحصيلي خود در دانشگاه شد و ادامه تحصيل در پيام نور را برگزيد، تا صبح تا شب براي درآمد روزي فقط 4 هزار تومان به قدر جان دادن كار كند.»

و پدردرمانده اين گونه نوشت:
«خواهرم! شايد دردي بالاتر از شرمندگي پدر در برابر خانواده نباشد. چيزي جز پوست و استخوان از من باقي نمانده و سنم بالا رفته است؛ حاضرم چشمانم و كليه‌ام را هم ببخشم؛ اما خانواده‌ام را نجات دهم! كابوس آوارگي زن و فرزندم تا نيمه‌هاي شب پلكهايم را رها نمي‌كند؛ طلبكارها هجوم آورده‌اند؛ ضامن‌هاي بانكي، خط و نشان مي‌كشند و من شرمنده پسرم هستم كه شب و روزش را نمي‌فهمد و از چشمان طلبكاران پنهان مي‌شود؛ دخترم كه اشك چشمهايش را هنگام نماز فراموش نمي‌كنم؛ او كه جزو نفرات برتر المپياد رياضي در حوزه استاني و قبول‌شدگان المپياد رياضي در تهران بود، اما به خاطر دست‌هاي خالي نتوانستم كتاب‌هاي درسي مورد نيازش را فراهم كنم؛ او شاگرد اول كلاس درس مقطع تحصيلي خود و نايب قهرمان رشته دوميداني شده است.

پاهاي همسرم كه بايد هر 15 روز به دكتر معالجش مراجعه مي‌كرد، اما ممكن نشد، حالا سياه شده است. بگوييد كه چه چيزي به من آرامش مي‌دهد، وقتي كه شبح مرگ خانواده‌ات را رها نمي‌كند!

خواهرم! خسته‌ام، خسته از اين زندگي كه خستگي در آن حد و مرزي ندارد. من كه يك روز بيكاري را ننگ و عار مي‌دانستم و در طول سال، نه به مسافرت راضي مي‌شدم و نه تعطيلي، يك سال است كه دنبال كار مي‌دوم اما دريغ و دريغ...!»

و اين دردنامه «علي ...» 48 ساله‌اي است كه مثل شير زخم‌خورده، شرمندگي پدرانه را به دور از چشم فرزندانش، با گريه برايمان توصيف كرد...!
+   | 

اینم عکس مسابقه تهران .نفر یک از سمت چپ خودمم  

عکس 1        عکس2        عکس3        عکس4       

+   | 

 

موضوع انشاء:فایده گاو بودن را بنویسید.


با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه که در تربیت ما بسیار زحمت میکشند و اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم.
اکنون قلم به دست میگیرم و انشای خود را آغاز میکنم.
البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در میابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد.من مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو بودن این است که آدم دیگر آدم نیست. بلکه گاو است.
هرچند که نتیجه گیری باید در آخر انشاء باشد.
بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما گاویم.ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد. مثلا در مورد همین ازدواج که این همه الان دارند راجع به آن برنامه هزار راه رفته و نرفته و برگشته و... درست میکنند.هیچ گاو مادری نگران ترشیده شدن گوساله اش نیست. همچنین ناراحت نیست اگر فردا پسرش زن برد، عروسش پسرش را از چنگش در می آورد
وقتی گاوی که پدر خانواده است میخواهد دخترش را شوهر دهد ،نگران جهیزیه اش نیست .
نگران نیست که بین فامیل و همسایه آبرو دارند.مجبور نیست به خاطر این که پول جهاز دخترش را تهیه نماید، برای صاحبش زمین اضافه شخم بزند یا بدتر از آن پاچه خواری کند.گوساله های ماده مجبور نیستند که با هزار دوز و کلک دل گوساله های نر را به دست بیاورندتا به خواستگاریشان بیایند، چون آنها آنقدر گاو هستند که به خواستگاری انها بروند، از طرفی هیچ گوساله ماده ای نمیگوید که فعلا قصد ازدواج نداردو میخواهد ادامه تحصیل دهد.تازه وقتی هم که عروسی میکنند اینهمه بیا برو، بعله برون،خواستگاری ، مهریه ، نامزدی، زیر لفظی،حنا بندان، عروسی ،پاتختی،روتختی، زیر تختی، ماه عسل ،ماه..زهر
، طلاق و طلاق کشی و... ندارند. گاوها حیوانات نجیب و سر به زیری هستند.
آنها چشمهای سیاه و درشت و خوشگلی دارند.
شاعر در این باره میگوید:
سیه چشمون چرا تو نگات دیگه اون همه صفا نیست
سیه چشمون بگو نکنه دلت دیگه پیش ما نیست
هیچ گاوی نگران کرایه خانه اش نیست.نگران نیست نکند از کار اخراجش کنند.گاوها آنقدر عاقلند که میدانند بهترین سالهای عمرشان را نباید پشت کنکور بگذرانند .
گاوها بخاطر چشم و همچشمی دماغشان را عمل نمی کنند. شما تا حالا دیده اید گاوی دماغش را چسب بزند؟شما
تا حالا دیده اید گاوی خط چشم بکشد؟
گاوها حیوانات مفیدی هستندو انگل جامعه نیستند.شما تا کنون یک گاو معتاد دیده اید؟
گاوی دیده اید که سر کوچه بایستد و مزاحم ناموس مردم شود؟ آخر گاوها خودشان خواهر و مادر دارند.
ما از شیر،گوشت، پوست، حتی روده و معده ی گاو استفاده میکنیم. اقای طاعتی زاده معلم خوب حرفه و فن ما گفته که از بعضی جاهای گاو در تهیه همین لوازم آرایش خانم ها_که البته زشت است_ استفاده میشود.
ما حتی از دستشویی بزرگ (پشگل) گاو هم استفاده میکنیم.
تا حالا شما گاو بیکار دیده اید؟ آیا دیده اید گاوی زیر آب گاو دیگری را پیش صاحبش بزند؟تا حالا دیده اید گاوی غیبت گاو دیگری را بکند؟آیا تا بحال دیده اید گاوی زنش را کتک بزند یا گاو ماده ای شوهر خواهرش را به رخ شوهرش بکشد؟و مثلا بگوید از آقای فلانی یاد بگیر.آخر توهم گاوی؟! فلانی گاو است بین گاوها.
تازه گاوها نیاز به ماشین ندارندتا بابت ماشین 12 میلیون پول بدهند و با هزار پارتی بازی ماشینشان را تحویل بگیرند و آخرش هم وسط جاده یه هویی ماشینشان آتش بگیرد.هیچ گاوی آنقدر گاو نیست که قلب دیگری را بشکند.البته شاعر باز هم در این مورد شعری فرموده است:
گمون کردی تو دستات یه اسیرم
دیگه قلبم رواز تو پس میگیرم
دیده اید گاو نری به خاطربه دست آوردن ثروت پدر گاو ماده به او بگوید:عاشقت هستم"!!سرت سر شیر است و دمت دم پلنگ !!
دیده اید گاو پدری دخترش را کتک بزند!؟
گاو ها در جامعه شان فقر ندارند .گاوها اختلاف طبقاتی ندارند.دخترانشان به خاطر وضع بد خانواده خود فروشی نمیکنند.
آنها شرمنده زن و بچه شان نمیشوند.رویشان را با سیلی رخ نگه نمیدارند.هیچ گاوی غصه ی گاوهای دیگر را نمیخورد.
هیچ گاوی غمباد نمیگیرد.هیچ گاوی رشوه نمیگیرد.هیچ گاوی اختلاس نمیکند. هیچ گاوی آبروی دیگری را نمیریزد.
هیچ گاوی خیانت نمیکند. هیچ گاوی دل گاودیگر را نمیشکند.هیچ گاوی دروغ نمیگوید .هیچ گاوی آنقدر علف نمیخورد که از فرط پرخوری مجبور شود روی آن همه علف یک آفتابه عرق سگی بخورد و بعدش راه بیفتد توی کوچه خیابان در حالی که گاو طویله کناریشان از گرسنگی شیر نداشته باشد تا به گوساله اش شیر بدهد.هیچ گاوی همجنس بازی نمیکند.
هیچ گاوی گاو دیگر را نمیکشد .هیچ گاوی...
اگر بخواهم در مورد فواید گاو بودن بگویم، دیگر زنگ انشاء میخورد و نوبت بقیه نمی شود که انشایشان را بخوانند.
اما به نظر من مهمترین فایده گاو بودن این است که دیگر آدم نیستید...
لباس ما از گاو است ، غذایمان از گاو ، شیر و پنیر و کره و خامه ...همه از گاو..

ولی...هیچ گاوی نگفت:من            گفت :ما

...

منبع :  سایت بورکس

 

+   | 

دوست نداشتم هیچوقت ماشین خیلی گرون داشته باشم و یا تو خونه ای زندگی کنم که خیلی فوق العاده باشه . جوری که هر کس چشمش بهش میافته آه از نهادش بلند بشه . همه چیز رو خیلی معتدل میخواستم . دوست داشتم ماشین مدل بالا داشته باشم اما به دو دلیل امکانش نبود . اولیش اینکه پولش نبود و دومی اینکه اگر هم بود احساس امنیت نمی کردم . چرا آدم باید سوار ماشینی بشه که تو خیابون همش فحش و نفرین بشنوه و جرات نداشته باشه یک دقیقه تو خیابون پارکش کنه ؟ مردم اینقدر در ایران تحت فشار اقتصادی و روحی هستند که اعصاب و چشم دیدن کسی رو ندارند که مثلا توی خونه ای  مثل  کاخ زندگی میکنه و مشکل مالی نداره و سالی چند ماه رو خارج از کشور میگذرونه و ترافیک سنگین وهوای آلوده و غیرقابل تحمل شهرش رو با نشستن تو بی ام و آخرین مدلش و بالا کشیدن شیشه ها و استخدام راننده شخصی به سادگی از سر میگذرونه .

این کلمه ای که الان بکار میبرم در دایره لغات روزمره من نیست اما به نظرم کاملترین کلمه ایه که میتونم الان بگم . مردم به مقدار زیادی عقده ای شده اند . (یادمون نره که همیشه کلمه مردم در مورد اکثریت بکار میره نه همه !!! ) . حق هم داریم که عقده داشته باشیم . چرا نه ؟ مگه عقده چطور بوجود میاد ؟ وقتی محرومیت باشه عقده هم هست . وقتی درآمد زیر چهارصد هزار تومان زیر خط فقر حساب میشه و این در حالیه که درصد بسیار بالایی از مردم درآمدشون زیر دویست هزار تومانه ، توقع داریم چه اتفاقی بیافته ؟

اختلاف طبقاتی خیلی چیز بدیه . دقیقا منظورم اینه که در ایران وقتی درآمد کمی داری یعنی باید رستوران نری ، سینما نری ، لباس های متنوع نداشته باشی ، سفر نری و در یک کلام فقط سعی کنی که زنده بمونی . و اگر پول داری میتونی هر شب شام رو در رستورانهای ژاپنی و ایتالیایی و هندی ( که امروزه طرفداران زیادی هم پیدا کرده اند ) بخوری و تابستونها حتما سفری به آنتالیا داشته باشی و زمستونها به دبی برای خرید . (از سفرهای اروپایی و آمریکایی بگذریم ) . مدرسه غیر انتفاعی بری ، آخرین مدلهای لباس های فرنگی رو با قیمت های سرسام آور بخری وآخرین فیلم های سینمای جهان رو در سینمای خانگی تماشا کنی و خیلی چیزهای دیگه .

حالا تصور کنین که دیدن گروه دوم برای گروه اول چقدر سخته و معلومه که دلشون میخواد سر به تن گروه دوم نباشه . وقتی پشت چراغ قرمز یک موتوری از کنارت رد میشه و به تو که تو ماشینت راحت نشسته ای ، فحش میده و نفرینت میکنه که الهی خفه بشی و اگه دزد نبودی که این ماشین رو سوار نمی شدی ، چکار میکنی؟ وحشت نمیکنی؟

وقتی همون موتوری در حال رد شدن کلیدش رو با تمام خشمش که ناشی از محرومیته روی ماشینت میکشه و رد میشه ، چه کار میکنی ؟ جرات داری بیایی پایین ؟ شاید با یک چاقو خطی هم به خودت بیاندازند . پس ساکت میشی و هیچی نمیگی . تصمیم میگیری که از فردا ماشینتو بذاری تو پارکینگ و با آژانس رفت و آمد کنی . خب پس بهتره همون ماشین معمولی رو داشته باشی و همرنگ جماعت بشی .

چرا تو کشورهایی مثل امارات با اینکه اختلاف طبقاتی هم وجود داره این اتفاق ها کمتر میافته ؟ چرا از اینکه ماشین دویست میلیون تومانی سوار بشی هیچ احساس بدی نداری ؟ چرا سران سیاسی کشور با ماشین شخصیشون تو شهر تردد میکنند بدون راننده و محافظ ؟ چرا از اینکه ساعت سه شب تنها برگردی خونه وحشت نداری؟ چرا خونه های بسیار بزرگ و ویلایی نگهبان و دزدگیر ندارند ؟ چرا اونجا هیچ ماشینی دزدگیر نداره ؟ چرا از اینکه عینک آفتابیت رو تو ماشین رو بازت بذاری نگران نیستی ؟

+   | 

 

!!! KING ALI !!!